على آقا نورى

201

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

ابراز نگرانى و هشدارهاى دلسوزانه در مورد عواقب كار آنها ، در حركات سياسى اين دسته شركت نمىجستند ، حتى پيروان خويش را نيز از ورود در اين حركات منع مىكردند . به عنوان نمونه با اين‌كه حركت شهيد فخ در زمان موسى بن جعفر عليه السّلام يكى از خالص‌ترين حركات سادات علوى بود امّا بنابر نقل اخبار ، از اصحاب امام تنها يك نفر شركت داشت . بگذريم از اين‌كه براساس برخى از گزارش‌هاى حديثى ( صرف‌نظر از ترديد در برخى از آنها ) راه و رسم اين دسته و مخالفت آنان با اهل بيت ، همانند ناصبىگرى تلقى شده و اين گروه گاهى مورد لعن و نفرين اهل بيت قرار گرفته‌اند . اين در حالى بود كه آنان نيز از پيروان امامان با عنوان « رافضه » ياد مىكردند . « 1 » با مطالعه و بررسى مجادلات سياسى - مذهبى اين دسته از علويان با امامان شيعه و پيروان آنها در عصر حضور ، چنين به دست مىآيد كه شاخص‌ترين محور چالش اين دو گروه در ابتدا موضوع جايگاه امامت بوده است . برپايه گزارش‌هاى متعدد تاريخى و

--> ( 1 ) . نك : مجلسى ، ج 37 ، ص 34 . مرحوم مجلسى بعد از بيان ديدگاه‌هاى زيديه و نقل برخى از احاديث بر ضد آنها مىنويسد : اخبار وارده در كتب ما حكايت از كفر آنان دارد . امّا خود وى در آنجا تنها دو الى سه روايت گزارش كرده است . در مورد برخورد بيشتر اهل بيت به ويژه امام صادق عليه السّلام با زيديه ، نك : رجال‌كشى ، شماره 409 - 412 ، 804 ، 873 ، 874 . دربارهء احتجاج اصحاب امامان با آنها ، نك : همان ، شماره 804 و دربارهء جلوگيرى امامان از روابط با زيديه ، نك : همان ، شماره 649 . كلينى در جلد اول اصول كافى ، در كتاب الحجة نيز بابى با عنوان « سادات حق ناشناس و منكر امر امامت امامان » باز كرده است و به نقل چند روايت مىپردازد كه براساس آنها عقوبت اين افراد افزون‌تر از ديگر افراد غيرعلوى است . در كتاب غيبت نعمانى ، ص 71 - 73 نيز روايتى از امامان رسيده است كه مدعيان امامت را گمراه و جهنمى مىدانستند هرچند كه علوى و يا فاطمى باشند . در آنجا از قول امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه . . . من خرج يدعو الناس و فيهم من هو افضل منه فهو ضال مبتدع و من ادعى امامة من الله ليست له و من ادعى امامة امام ليس من الله و لا منصوصا عليه و لا هو من اهل الامة . . . » در برخى روايات از امامان رسيده است كه حتى اگر كسى به امامت على معتقد و از مخالفان او بيزار و به آنچه اهل بيت مىگويند معتقد باشد منتها بگويد بين آنها اختلاف است و هرگاه بر امرى اجتماع كردند ما مطيع آن هستيم آن فرد را منحرف و مرگ او را مرگ جاهلى مىداند . ( همان ، ص 85 - 84 ) .